جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • درباره ماجدید
  • آموزش ها
  • مقالات
  • سوالات متداول
  • info@golshani-gatp.com
گلشنی گت پی
  • خانه
  • درباره ماجدید
  • آموزش ها
  • مقالات
  • سوالات متداول
حساب کاربری
0

وبلاگ

گلشنی گت پی > وبلاگ > مقاله > GATP چیست؟ آشنایی با متدولوژی Geometry • Algorithm • Time • Price و نگاهی متفاوت به تحلیل بازارهای مالی

GATP چیست؟ آشنایی با متدولوژی Geometry • Algorithm • Time • Price و نگاهی متفاوت به تحلیل بازارهای مالی

14 تیر 1405
ارسال شده توسط پیمان گلشنی
مقاله

بازار را آن‌گونه ببینید که هست، نه آن‌گونه که دوست دارید باشد

بازارهای مالی طی دهه‌های گذشته همواره یکی از پیچیده‌ترین محیط‌های تصمیم‌گیری برای انسان بوده‌اند. روزانه هزاران میلیارد دلار سرمایه میان معامله‌گران، مؤسسات مالی، شرکت‌ها و دولت‌ها جابه‌جا می‌شود و میلیون‌ها نفر تلاش می‌کنند رفتار قیمت را تحلیل کرده و آینده آن را پیش‌بینی کنند.

در طول این سال‌ها، دیدگاه‌های مختلفی برای تحلیل بازار شکل گرفته است. برخی معتقدند قیمت بر اساس عرضه و تقاضا حرکت می‌کند، برخی دیگر رفتار معامله‌گران را عامل اصلی حرکت بازار می‌دانند، گروهی ساختارهای قیمتی را مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌دهند و عده‌ای نیز تمرکز خود را بر مفاهیمی مانند نقدینگی، الگوها یا چرخه‌های بازار گذاشته‌اند.

اما پیش از آنکه به دنبال پاسخ باشیم، شاید بهتر باشد سؤال دیگری بپرسیم.

آیا اساساً سؤال درستی از بازار می‌پرسیم؟

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که متدولوژی GATP از آن آغاز می‌شود.

بازار را آن‌گونه ببینید که هست، نه آن‌گونه که دوست دارید تحلیلش کنید

یکی از رایج‌ترین اشتباهاتی که میان معامله‌گران دیده می‌شود، تلاش برای اثبات تحلیل شخصی است.

بسیاری از افراد ابتدا یک دیدگاه نسبت به بازار پیدا می‌کنند و سپس ساعت‌ها به دنبال شواهدی می‌گردند که همان دیدگاه را تأیید کند. اگر بازار مطابق انتظار آن‌ها حرکت کند، تحلیل خود را صحیح می‌دانند و اگر نتیجه متفاوت باشد، معمولاً تلاش می‌کنند دلیل دیگری برای توجیه تحلیل قبلی پیدا کنند.

در چنین شرایطی، آنچه تغییر نمی‌کند، تحلیل معامله‌گر است؛ بلکه تنها دلیل‌های جدیدی برای دفاع از آن ساخته می‌شود.

از دیدگاه GATP، این شیوه نگاه، معامله‌گر را به جای نزدیک شدن به واقعیت بازار، به سمت تأیید باورهای شخصی خود هدایت می‌کند.

متدولوژی GATP دنباله‌رو قیمت نیست و تلاش نمی‌کند برداشت شخصی معامله‌گر را به نمودار تحمیل کند. در مقابل، این متدولوژی تلاش می‌کند قوانین حاکم بر ساختار قیمت و زمان را شناسایی کند و همان قوانین را مبنای تحلیل قرار دهد.

به بیان ساده‌تر، در GATP هدف این نیست که بازار را با ذهن خود تفسیر کنیم؛ هدف این است که ذهن خود را با ساختار واقعی بازار هماهنگ کنیم.

زیربنای این نگرش، یک باور اساسی است؛ بازارهای مالی محیطی بی‌قانون و تصادفی نیستند، بلکه دارای نظم، ساختار و قانونمندی هستند و GATP این قانونمندی را با مفهوم «الگوریتم بازار» توصیف می‌کند.


آیا کندل‌ها علت حرکت بازار هستند یا نتیجه آن؟

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های نگاه GATP، از پاسخ به همین سؤال آغاز می‌شود.

هر آنچه ما روی نمودار مشاهده می‌کنیم، از جمله کندل‌ها، روندها، شکست‌ها، نواحی قیمتی و بسیاری از الگوهای شناخته‌شده، همگی خروجی چیزی هستند که پیش از آن رخ داده است.

از دیدگاه GATP، قیمت علت نیست؛ نتیجه است.

کندل‌ها تصمیم نمی‌گیرند.

روندها تصمیم نمی‌گیرند.

الگوها تصمیم نمی‌گیرند.

تمام این موارد، تنها تصویری هستند که از خروجی یک فرآیند عمیق‌تر روی نمودار مشاهده می‌کنیم.

به همین دلیل، GATP تلاش نمی‌کند صرفاً خروجی را تفسیر کند؛ بلکه می‌کوشد قانونی را بشناسد که این خروجی را ایجاد کرده است.


مثال یک پازل؛ چرا هر کندل به‌تنهایی معنای کاملی ندارد؟

فرض کنید یک پازل هزار قطعه‌ای روی میز قرار دارد.

اگر تنها یکی از قطعات را در دست بگیرید، احتمالاً نمی‌توانید تشخیص دهید تصویر نهایی چیست. شاید فقط چند رنگ یا چند خط نامنظم ببینید.

اما همان قطعه، زمانی که در کنار سایر قطعات قرار می‌گیرد، بخشی از یک تصویر منظم و هدفمند را تشکیل می‌دهد.

نکته مهم اینجاست که هر قطعه، هرچند به‌تنهایی تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد، اما جایگاه مشخصی در ساختار کلی پازل دارد و وظیفه‌ای مشخص را بر عهده دارد.

از نگاه GATP، کندل‌ها نیز چنین جایگاهی دارند.

ممکن است یک کندل به‌تنهایی مفهوم کاملی نداشته باشد، اما این به معنای بی‌اهمیت بودن آن نیست. همان‌طور که هر قطعه از پازل جایگاه مشخصی دارد، هر کندل نیز بخشی از معماری بازار است و نقش مشخصی در ساختار کلی آن ایفا می‌کند.

تنها زمانی می‌توان نقش واقعی هر کندل را درک کرد که آن را در کنار ساختار بازار، زمان و قوانین حاکم بر آن بررسی کنیم.

به همین دلیل، GATP کندل را نقطه پایان تحلیل نمی‌داند؛ بلکه آن را نقطه آغاز برای شناخت قانون پشت آن در نظر می‌گیرد.


فلسفه GATP؛ از تفسیر نتیجه تا شناخت قانون

شاید بتوان فلسفه GATP را در یک جمله خلاصه کرد:

«هدف، تفسیر نمودار نیست؛ هدف، شناخت قانونی است که نمودار را به وجود آورده است.»

در بسیاری از رویکردهای تحلیلی، معامله‌گر تلاش می‌کند رفتار قیمت را توضیح دهد و برای هر حرکت بازار، تفسیری ارائه کند.

اما در متدولوژی GATP، تمرکز اصلی بر شناخت ساختاری است که رفتار قیمت را تولید می‌کند.

از این منظر، قیمت تنها خروجی یک فرآیند است؛ همان‌طور که حرکت عقربه‌های ساعت، نتیجه عملکرد موتور ساعت است، نه علت آن.

اگر تنها به عقربه‌ها نگاه کنیم، هرگز نحوه عملکرد موتور را درک نخواهیم کرد.

بازار نیز از نگاه GATP همین ویژگی را دارد.

اگر تمام تمرکز ما روی خروجی باشد، تنها نتیجه را مشاهده کرده‌ایم؛ اما اگر بتوانیم قانونی را که این خروجی را ایجاد کرده است بشناسیم، درک عمیق‌تری از بازار به دست خواهیم آورد.

به همین دلیل، GATP تلاش می‌کند به جای تمرکز صرف بر نتیجه، منطق حاکم بر شکل‌گیری نتیجه را مطالعه کند.

اینجاست که چهار ستون اصلی این متدولوژی معنا پیدا می‌کنند؛ Geometry، Algorithm، Time و Price. چهار مفهومی که در کنار یکدیگر، چارچوب فکری GATP را تشکیل می‌دهند و در بخش‌های بعدی این مقاله، هر یک از آن‌ها را به‌صورت جداگانه بررسی خواهیم کرد.


چرا متدولوژی GATP شکل گرفت؟

هر متدولوژی زمانی متولد می‌شود که نتواند برای یک سؤال اساسی، پاسخی قانع‌کننده در دیدگاه‌های موجود پیدا کند.

GATP نیز از همین نقطه آغاز شد.

سال‌ها مطالعه، بررسی و تحلیل بازارهای مالی، این سؤال را به وجود آورد که آیا بازاری که روزانه هزاران میلیارد دلار سرمایه در آن جابه‌جا می‌شود، واقعاً می‌تواند تنها بر اساس فشار خرید و فروش حرکت کند؟

اگر پاسخ مثبت باشد، سؤال مهم‌تری مطرح می‌شود.

آیا در چنین شرایطی، امکان دستکاری گسترده بازار توسط سرمایه‌های بسیار بزرگ وجود نخواهد داشت؟

تصور کنید سهام‌دار اصلی یک شرکت بزرگ هستید و تمام دارایی خود را روی سهام آن شرکت سرمایه‌گذاری کرده‌اید. اکنون قرار است سهام شرکت شما در اختیار میلیون‌ها معامله‌گر در سراسر جهان قرار بگیرد.

اگر واقعاً حرکت بازار تنها نتیجه فشار خرید و فروش باشد، آیا شخص یا نهادی با سرمایه‌ای بسیار بزرگ نمی‌تواند به‌تنهایی تعادل بازار را بر هم بزند؟

این مثال صرفاً برای ساده‌تر شدن موضوع مطرح شده است و هدف آن ورود به جزئیات ساختار بازار سرمایه نیست، بلکه تنها یک پرسش منطقی را مطرح می‌کند.

اگر احتمال چنین اتفاقی وجود داشته باشد، آیا منطقی است که ارزش دارایی میلیون‌ها نفر صرفاً به قدرت سرمایه افراد وابسته باشد؟

از دیدگاه GATP، پاسخ به این پرسش، نقطه آغاز نگاه متفاوت به بازار است.


بازار به نظم نیاز دارد

در متدولوژی GATP، بازارهای مالی یک سیستم بی‌نظم و رها شده نیستند.

برعکس، این متدولوژی بر این باور است که برای جلوگیری از بی‌نظمی و ایجاد ثبات، باید ساختاری قانون‌مند بر بازار حاکم باشد؛ ساختاری که از آن با عنوان «الگوریتم بازار» یاد می‌شود.

از نگاه GATP، وظیفه الگوریتم، ایجاد نظم در بازار است؛ نه آنچه معمولاً درباره آن گفته می‌شود.

در این دیدگاه، الگوریتم صرفاً برای شکار حد ضرر معامله‌گران یا جمع‌آوری نقدینگی طراحی نشده است، بلکه مأموریت اصلی آن حفظ نظم، جلوگیری از آشفتگی و مدیریت ساختار قیمت و زمان است.

به همین دلیل، GATP تلاش می‌کند به‌جای تمرکز بر نتیجه عملکرد الگوریتم، خودِ منطق حاکم بر آن را مطالعه کند.


آیا بانک‌ها بازار را کنترل می‌کنند؟

یکی از رایج‌ترین دیدگاه‌هایی که میان بسیاری از معامله‌گران مطرح می‌شود، این است که بانک‌ها یا مؤسسات مالی بزرگ، کنترل کامل بازار را در اختیار دارند.

اما متدولوژی GATP این موضوع را از زاویه‌ای دیگر بررسی می‌کند.

بانک‌ها توسط انسان‌ها اداره می‌شوند و تصمیمات آن‌ها نیز در نهایت حاصل تصمیم‌گیری انسان است.

اگر بازار تنها وابسته به تصمیم انسان باشد، چگونه می‌توان دقت، نظم و استمرار رفتار بازار را در تمام ساعات معاملاتی توضیح داد؟

حتی در زمان‌هایی که بسیاری از بانک‌ها تعطیل هستند، بازار همچنان ساختار خود را حفظ می‌کند و حرکت آن متوقف نمی‌شود.

از دیدگاه GATP، این موضوع نشان می‌دهد که میان «محرک بازار» و «عامل اصلی حرکت بازار» تفاوت وجود دارد.


تفاوت میان محرک و عامل اصلی

برای درک بهتر این موضوع، یک مثال ساده را در نظر بگیرید.

موتور یک خودرو برای عملکرد صحیح به روغن نیاز دارد.

روغن اصطکاک قطعات را کاهش می‌دهد، عملکرد موتور را بهبود می‌بخشد و از آسیب دیدن آن جلوگیری می‌کند.

اما آیا می‌توان گفت روغن، عامل اصلی حرکت خودرو است؟

پاسخ روشن است.

عامل اصلی حرکت خودرو، موتور است و روغن تنها فرآیند حرکت را تسهیل می‌کند.

از نگاه GATP، نقش بانک‌ها، سرمایه‌های بزرگ و حتی اخبار اقتصادی نیز به همین شکل بررسی می‌شود.

ممکن است این عوامل به‌عنوان محرک بر بازار اثر بگذارند، اما محرک بودن با عامل اصلی بودن تفاوت دارد.

به همین دلیل، متدولوژی GATP تلاش می‌کند به جای تمرکز بر محرک‌ها، قانونی را بشناسد که حتی محرک‌ها نیز در چارچوب آن عمل می‌کنند.


نقطه آغاز GATP

GATP با این پرسش آغاز شد که:

اگر آنچه روی نمودار مشاهده می‌کنیم نتیجه است، پس قانونی که این نتیجه را ایجاد می‌کند چیست؟

از همین سؤال، مسیر این متدولوژی از بسیاری از رویکردهای رایج جدا می‌شود.

هدف GATP اثبات یک تحلیل یا دفاع از یک دیدگاه شخصی نیست.

هدف، شناخت ساختاری است که بازار بر اساس آن عمل می‌کند.

به همین دلیل، در GATP تمرکز اصلی از «تفسیر خروجی» به سمت «شناخت قانون تولید خروجی» تغییر می‌کند.

و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که فلسفه GATP شکل می‌گیرد و ادامه مسیر این متدولوژی را تعریف می‌کند.


تفاوت نگاه GATP با دیدگاه‌های رایج در تحلیل بازار

تا اینجا با فلسفه شکل‌گیری GATP آشنا شدیم و دیدیم که این متدولوژی، بازار را صرفاً مجموعه‌ای از کندل‌ها یا الگوهای قیمتی نمی‌داند، بلکه معتقد است آنچه روی نمودار مشاهده می‌کنیم، نتیجه عملکرد یک ساختار قانون‌مند است.

اما سؤال مهم اینجاست.

اگر GATP نیز نمودار قیمت را بررسی می‌کند، تفاوت آن با بسیاری از دیدگاه‌های رایج در چیست؟

پاسخ این سؤال را باید در نوع نگاه به بازار جست‌وجو کرد، نه صرفاً در ابزارهای تحلیل.


تفاوت در سؤال، تفاوت در پاسخ را به وجود می‌آورد

بیشتر رویکردهای تحلیلی تلاش می‌کنند حرکت قیمت را توضیح دهند.

آن‌ها الگوها را بررسی می‌کنند، ساختارها را نام‌گذاری می‌کنند، رفتار کندل‌ها را تحلیل می‌کنند و در نهایت تلاش می‌کنند توضیح دهند که چرا قیمت از نقطه‌ای به نقطه دیگر حرکت کرده است.

از دیدگاه GATP، این تلاش ارزشمند است، اما یک پرسش اساسی همچنان بدون پاسخ باقی می‌ماند.

چه چیزی باعث شده است این کندل دقیقاً به همین شکل تشکیل شود؟

اگر کندل، خروجی یک فرآیند باشد، آیا شناخت خود خروجی کافی است یا باید قانونی را شناخت که آن خروجی را تولید کرده است؟

اینجاست که مسیر GATP از بسیاری از دیدگاه‌های رایج جدا می‌شود.


نتیجه را تحلیل کنیم یا قانون تولید نتیجه را؟

فرض کنید دو نفر در کنار یک کارخانه ایستاده‌اند.

نفر اول تنها به محصول نهایی نگاه می‌کند.

او رنگ، شکل، اندازه و کیفیت محصول را بررسی می‌کند و بر اساس آن نتیجه‌گیری می‌کند.

اما نفر دوم سؤال متفاوتی می‌پرسد.

او می‌خواهد بداند این محصول چگونه تولید شده است.

دستگاه‌ها چگونه کار می‌کنند؟

چه قوانینی بر خط تولید حاکم است؟

چرا خروجی همیشه از یک نظم مشخص پیروی می‌کند؟

هر دو نفر یک محصول را مشاهده می‌کنند، اما زاویه نگاه آن‌ها کاملاً متفاوت است.

از دیدگاه GATP، کندل نیز محصول نهایی یک فرآیند است.

بنابراین، شناخت کندل به‌تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید قانونی را شناخت که باعث شکل‌گیری آن شده است.


آیا هر آنچه روی نمودار می‌بینیم، قانون بازار است؟

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های GATP با بسیاری از دیدگاه‌های رایج، دقیقاً از همین سؤال آغاز می‌شود.

ممکن است روی نمودار، الگوهای مختلفی مشاهده کنیم.

ممکن است ساختارهای متنوعی ببینیم.

ممکن است شکست‌ها، بازگشت‌ها یا حرکت‌های قدرتمند قیمت را مشاهده کنیم.

اما آیا هر آنچه دیده می‌شود، خودِ قانون بازار است؟

از نگاه GATP، پاسخ منفی است.

آنچه مشاهده می‌کنیم، خروجی قانون است؛ نه خود قانون.

همان‌طور که سایه یک جسم، خودِ آن جسم نیست، کندل نیز خودِ الگوریتم نیست.

کندل تنها اثری است که الگوریتم از خود بر جای گذاشته است.

اگر تمام توجه معامله‌گر صرف مشاهده سایه شود، ممکن است هرگز به ماهیت جسمی که آن سایه را ایجاد کرده است، نرسد.

GATP تلاش می‌کند به‌جای مطالعه سایه، قانونی را مطالعه کند که آن سایه را به وجود آورده است.


آیا بازار توسط نقدینگی حرکت می‌کند؟

یکی از موضوعاتی که سال‌هاست در میان معامله‌گران مطرح می‌شود، نقش نقدینگی در حرکت بازار است.

متدولوژی GATP این موضوع را با یک مثال ساده بررسی می‌کند.

فرض کنید قیمت بیت‌کوین در حال حاضر ۶۳ هزار دلار است.

حال تصور کنید فردی ادعا کند که در محدوده ۲۰ هزار دلار، نقدینگی بزرگی وجود دارد.

در اینجا یک سؤال منطقی مطرح می‌شود.

منظور از نقدینگی چیست؟

در بسیاری از تعاریف، منظور از نقدینگی، سفارش‌های معلق یا حد ضرر معامله‌گران در نواحی مختلف بازار است.

اما اگر قیمت اکنون ۶۳ هزار دلار باشد و فرض کنیم حتی تا دو سال آینده یا شاید هرگز به محدوده ۲۰ هزار دلار بازنگردد، چه کسی سفارش فروش معلق خود را در آن نقطه حفظ کرده است؟

چه کسی حد ضرر معامله‌ای را که مدت‌ها پیش بسته شده، همچنان در همان محدوده نگه داشته است؟

و اگر چنین سفارشی وجود نداشته باشد، بر چه اساسی می‌توان با قطعیت گفت که اکنون در آن سطح، نقدینگی وجود دارد؟

ممکن است گفته شود که در آینده آن محدوده به یک ناحیه نقدینگی تبدیل خواهد شد.

اما اگر صحبت از آینده است، آیا می‌توان از امروز آن را به‌عنوان یک واقعیت قطعی معرفی کرد؟

هدف GATP رد یا تأیید هیچ دیدگاهی نیست.

هدف، دعوت به پرسیدن سؤال‌های دقیق‌تر است.

هر جا که یک فرضیه مطرح می‌شود، باید بتوان آن را از نظر منطقی نیز بررسی کرد.

اگر یک مفهوم نتواند در برابر پرسش‌های منطقی پاسخ روشنی ارائه دهد، طبیعی است که نیاز به بررسی عمیق‌تری داشته باشد.


از نگاه GATP، نقطه آغاز تحلیل جای دیگری است

همین پرسش‌ها باعث شد GATP مسیر متفاوتی را انتخاب کند.

در این متدولوژی، تمرکز اصلی بر تفسیر الگوها، نام‌گذاری ساختارها یا جست‌وجوی علت حرکت قیمت در خروجی نمودار نیست.

تمرکز اصلی، شناخت ساختاری است که این خروجی را تولید می‌کند.

به همین دلیل، در GATP هر کندل دارای ساختار هندسی مشخصی است که توسط الگوریتم شکل گرفته است.

برای اندازه‌گیری و تشخیص این ساختار در لایو مارکت، از ابزاری با نام SENC استفاده می‌شود.

SENC صرفاً یک ابزار اندازه‌گیری است و در مقالات آینده، به‌صورت تخصصی‌تر با مفهوم و کاربرد آن آشنا خواهیم شد.


آغاز یک نگاه متفاوت

تفاوت اصلی GATP در ابزارهای آن نیست.

تفاوت اصلی، در نوع نگاه به بازار است.

این متدولوژی تلاش نمی‌کند نتیجه را قانون معرفی کند.

بلکه تلاش می‌کند از دل نتیجه، قانون را کشف کند.

شاید همین تفاوت در نگاه، مهم‌ترین چیزی باشد که GATP را از بسیاری از دیدگاه‌های رایج متمایز می‌کند.

زیرا تا زمانی که نتیجه را با علت اشتباه بگیریم، ممکن است سال‌ها نمودار را مطالعه کنیم، اما هرگز به ساختاری که آن را ایجاد کرده است، نرسیم.


چهار ستون اصلی متدولوژی GATP

تا اینجا با فلسفه GATP و تفاوت نگاه آن نسبت به بسیاری از دیدگاه‌های رایج آشنا شدیم.

اما سؤال مهم اینجاست.

اگر GATP بازار را نتیجه یک ساختار قانون‌مند می‌داند، این ساختار بر چه پایه‌هایی بنا شده است؟

پاسخ این سؤال در چهار واژه خلاصه می‌شود؛ چهار مفهومی که هویت این متدولوژی را شکل می‌دهند و نبود هر یک از آن‌ها، تصویر امروز ما از بازارهای مالی را تغییر خواهد داد.

این چهار ستون عبارت‌اند از:

Geometry • Algorithm • Time • Price

این چهار مفهوم مستقل از یکدیگر نیستند، بلکه همانند چهار ضلع یک سازه عمل می‌کنند. حذف هر کدام، باعث از بین رفتن تعادل کل ساختار خواهد شد.


Geometry؛ هندسه، زبان نظم بازار

اولین ستون GATP، «Geometry» یا هندسه است.

وقتی واژه هندسه را می‌شنویم، ناخودآگاه مفاهیمی مانند نظم، دقت، تقارن و قانون در ذهن ما شکل می‌گیرد.

در هندسه، هیچ شکلی بدون دلیل به وجود نمی‌آید.

هر زاویه، هر فاصله و هر نسبت، تابع یک قانون مشخص است.

از دیدگاه GATP، بازار نیز چنین ویژگی‌ای دارد.

بازار مجموعه‌ای از حرکت‌های تصادفی نیست، بلکه ساختاری منظم دارد که بر پایه قوانین مشخص شکل می‌گیرد.

به همین دلیل، معامله‌گری که معتقد است بازار دارای نظم است، باید ابتدا خود به فردی منظم تبدیل شود.

زیرا نمی‌توان انتظار داشت ذهنی آشفته، بتواند نظمی را که در بازار وجود دارد تشخیص دهد.

Geometry در GATP صرفاً به معنای اشکال هندسی یا ترسیم خطوط روی نمودار نیست.

هندسه، بیانگر این باور است که بازار دارای معماری مشخصی است و هر حرکت، جایگاه تعریف‌شده‌ای در این معماری دارد.


Algorithm؛ قانونی که ساختار را مدیریت می‌کند

دومین ستون GATP، الگوریتم است.

در بسیاری از گفتگوهای مربوط به بازارهای مالی، واژه الگوریتم تنها به ربات‌های معاملاتی یا سیستم‌های خودکار نسبت داده می‌شود.

اما مفهوم الگوریتم در GATP بسیار عمیق‌تر از این تعریف است.

از دیدگاه این متدولوژی، الگوریتم همان ساختار قانون‌مندی است که نظم بازار را حفظ می‌کند.

این الگوریتم، مدیریت قیمت و زمان را بر عهده دارد و اجازه نمی‌دهد بازار به محیطی بی‌نظم و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل شود.

در این نگاه، قیمت محصول فعالیت الگوریتم است، نه خود الگوریتم.

به همین دلیل، GATP تلاش می‌کند به جای مطالعه محصول، منطق تولید محصول را بشناسد.


Time؛ زمانی که الگوریتم می‌شناسد، نه زمانی که انسان اندازه می‌گیرد

سومین ستون GATP، زمان است.

اما منظور از زمان در این متدولوژی، چیزی نیست که معمولاً معامله‌گران از آن برداشت می‌کنند.

زمان در GATP، صرفاً تایم‌فریم نمودار یا تایم‌زون پلتفرم معاملاتی نیست.

تایم‌فریم‌ها و تایم‌زون‌ها، ابزارهایی هستند که انسان برای ایجاد یک زبان مشترک میان معامله‌گران به وجود آورده است.

اما از دیدگاه GATP، زمانی که الگوریتم بر اساس آن عمل می‌کند، مفهومی فراتر از این ابزارها دارد.

به همین دلیل، نباید زمانی که الگوریتم می‌شناسد را با زمانی که انسان اندازه‌گیری می‌کند، یکسان در نظر گرفت.

در آینده، مفهوم زمان در GATP به‌صورت تخصصی‌تر بررسی خواهد شد.


Price؛ خروجی یک فرآیند، نه آغاز آن

چهارمین ستون GATP، قیمت است.

در بسیاری از روش‌های تحلیلی، قیمت نقطه آغاز تحلیل محسوب می‌شود.

اما در GATP، قیمت نقطه آغاز نیست.

قیمت، خروجی یک فرآیند است.

به همین دلیل، هر حرکت قیمتی، نتیجه عملکرد ساختاری است که پیش از آن وجود داشته است.

زمانی که این دیدگاه را بپذیریم، نحوه مطالعه نمودار نیز تغییر می‌کند.

دیگر هدف، صرفاً پیش‌بینی حرکت بعدی قیمت نخواهد بود؛ بلکه تلاش خواهیم کرد فرآیندی را که این قیمت را تولید کرده است، بهتر درک کنیم.


چرا هر چهار ستون باید کنار هم باشند؟

ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا یکی از این چهار مفهوم از بقیه مهم‌تر است؟

پاسخ GATP منفی است.

Geometry بدون Algorithm معنا نخواهد داشت.

Algorithm بدون Time قادر به مدیریت ساختار نخواهد بود.

Time بدون Price قابل مشاهده نیست.

و Price نیز بدون سه ستون دیگر، صرفاً مجموعه‌ای از اعداد خواهد بود.

به همین دلیل، هیچ‌یک از این چهار ستون به‌تنهایی نمی‌تواند متدولوژی GATP را تعریف کند.

قدرت واقعی GATP زمانی شکل می‌گیرد که این چهار مفهوم در کنار یکدیگر مطالعه شوند.

در واقع، همان‌گونه که حذف یکی از ستون‌های یک ساختمان، تعادل کل سازه را از بین می‌برد، حذف هر یک از این چهار مفهوم نیز باعث می‌شود تصویری که امروز از بازارهای مالی مشاهده می‌کنیم، دیگر قابل توضیح نباشد.

این چهار ستون، شالوده فکری GATP را تشکیل می‌دهند و تمام مفاهیم، ابزارها و ساختارهای این متدولوژی بر پایه همین چهار اصل توسعه یافته‌اند.


ساختار اختصاصی GATP؛ زمانی که بازار را از زاویه‌ای متفاوت می‌بینید

پس از آشنایی با فلسفه GATP و چهار ستون اصلی آن، شاید این سؤال در ذهن شما شکل گرفته باشد که این متدولوژی چگونه این مفاهیم را در عمل به کار می‌گیرد.

پاسخ این سؤال، در ساختار اختصاصی GATP نهفته است.

این متدولوژی تلاش نمی‌کند با افزودن چند قانون معاملاتی یا چند الگوی جدید، خود را از سایر رویکردها متمایز کند.

آنچه GATP را متمایز می‌کند، نوع نگاه آن به بازار است.

در این نگاه، هر کندل، هر حرکت قیمت و هر تغییر در ساختار بازار، بخشی از خروجی یک فرآیند منظم است؛ فرآیندی که بر پایه Geometry، Algorithm، Time و Price شکل گرفته است.

به همین دلیل، مطالعه هر کندل بدون در نظر گرفتن این چهار مؤلفه، تنها مشاهده بخشی از تصویر خواهد بود.


هر کندل، ساختار هندسی مخصوص به خود را دارد

از دیدگاه GATP، هیچ کندلی بدون ساختار ایجاد نمی‌شود.

هر کندل، صرف‌نظر از اندازه، شکل یا موقعیت آن روی نمودار، دارای ویژگی‌های هندسی مشخصی است که توسط الگوریتم بازار ایجاد شده‌اند.

به همین دلیل، در GATP کندل صرفاً یک ابزار برای مشاهده قیمت نیست.

بلکه واحدی از یک ساختار بزرگ‌تر است که باید در جایگاه صحیح خود مطالعه شود.

همان‌گونه که یک آجر به‌تنهایی نمی‌تواند معماری یک ساختمان را توضیح دهد، یک کندل نیز به‌تنهایی نمی‌تواند ساختار بازار را تعریف کند.

اما همان آجر، اگر در جایگاه صحیح خود بررسی شود، بخشی از منطق معماری ساختمان را آشکار می‌کند.

نگاه GATP به کندل نیز دقیقاً بر همین اساس شکل گرفته است.


SENC؛ ابزاری برای مطالعه ساختار هر کندل

برای اندازه‌گیری و تشخیص ساختار هر کندل در لایو مارکت، متدولوژی GATP از ابزاری با نام SENC استفاده می‌کند.

SENC یک ابزار اندازه‌گیری و تشخیص ساختار هر کندل در لایو مارکت است.

هدف این ابزار، تفسیر بازار یا پیش‌بینی آینده نیست.

بلکه کمک می‌کند هر کندل بر اساس ساختار اختصاصی خود مورد بررسی قرار گیرد.

جزئیات عملکرد SENC خارج از محدوده این مقاله است و در مقالات تخصصی آینده، به‌صورت کامل به آن پرداخته خواهد شد.


مفهوم زمان در GATP با آنچه اغلب معامله‌گران تصور می‌کنند متفاوت است

یکی از برداشت‌های رایج این است که وقتی از «زمان» در بازار صحبت می‌شود، منظور همان تایم‌فریم یا تایم‌زون است.

از دیدگاه GATP، این برداشت کامل نیست.

تایم‌زون‌ها تنها یک زبان مشترک میان معامله‌گران هستند تا بتوانند درباره یک نمودار در زمان مشخص صحبت کنند.

تایم‌فریم‌ها نیز ابزاری برای نمایش داده‌های قیمت در بازه‌های زمانی مختلف هستند.

اما زمانی که GATP از آن سخن می‌گوید، با این مفاهیم تفاوت دارد.

زمان در این متدولوژی، بخشی از ساختار الگوریتم بازار است؛ ساختاری که نباید با ابزارهای اندازه‌گیری زمان که انسان برای ساده‌سازی تحلیل ایجاد کرده است، اشتباه گرفته شود.

به همین دلیل، زمانی که در GATP از Time صحبت می‌شود، منظور صرفاً تغییر تایم‌فریم یا تغییر ساعت پلتفرم معاملاتی نیست.

در مقالات آینده، مفهوم زمان در GATP به‌صورت مستقل و تخصصی بررسی خواهد شد.


GATP از هیچ سبک دیگری الهام نگرفته است

یکی از ویژگی‌های اصلی GATP این است که چارچوب مفهومی خود را بر اساس تعاریف اختصاصی بنا کرده است.

تعاریف، ساختارها، مفاهیم و ابزارهایی که در این متدولوژی استفاده می‌شوند، بر پایه فلسفه داخلی GATP توسعه یافته‌اند.

به همین دلیل، هدف این متدولوژی بازتعریف مفاهیم سایر سبک‌ها نیست.

همچنین تلاش نمی‌کند مفاهیم موجود را با نامی جدید ارائه کند.

GATP مسیر فکری خود را دنبال می‌کند و تلاش دارد بازار را بر اساس تعاریف و ساختارهای اختصاصی خود مطالعه کند.

همین موضوع باعث شده است که این متدولوژی، بیش از آنکه یک استراتژی معاملاتی باشد، یک چارچوب فکری برای مطالعه بازارهای مالی محسوب شود.


آغاز مسیر، نه پایان آن

این مقاله تنها مقدمه‌ای برای آشنایی با متدولوژی GATP است.

مفاهیمی مانند Geometry، Algorithm، Time، Price و همچنین ابزار SENC، هر یک دارای جزئیات و ساختارهای عمیق‌تری هستند که بررسی کامل آن‌ها در یک مقاله امکان‌پذیر نیست.

هدف این مقاله، آموزش کامل GATP نبود.

هدف، آشنایی با زاویه دیدی بود که این متدولوژی نسبت به بازارهای مالی ارائه می‌دهد.

اگر پس از مطالعه این مقاله، نگاه شما به نمودار تنها اندکی متفاوت شده باشد و این سؤال در ذهن شما شکل گرفته باشد که «آیا واقعاً می‌توان بازار را از زاویه‌ای دیگر نیز مطالعه کرد؟»، آنگاه این مقاله به هدف خود رسیده است.


جمع‌بندی؛ GATP یک روش تحلیل نیست، یک روش اندیشیدن است

در طول این مقاله تلاش کردیم متدولوژی GATP را نه به‌عنوان مجموعه‌ای از قوانین معاملاتی، بلکه به‌عنوان یک چارچوب فکری برای مطالعه بازارهای مالی معرفی کنیم.

از دیدگاه GATP، بازار مجموعه‌ای از حرکت‌های تصادفی، الگوهای پراکنده یا واکنش‌های بدون منطق نیست.

این متدولوژی بر این باور است که بازار دارای ساختار، نظم و قانون است و آنچه ما به‌صورت کندل، روند یا حرکت قیمت مشاهده می‌کنیم، نتیجه عملکرد این ساختار قانون‌مند است.

به همین دلیل، GATP به‌جای آنکه از معامله‌گر بخواهد نتیجه را تفسیر کند، او را به شناخت قانونی دعوت می‌کند که نتیجه را ایجاد کرده است.

شاید مهم‌ترین تفاوت GATP نیز دقیقاً در همین نقطه باشد.

این متدولوژی ادعا نمی‌کند که بازار را ساده‌تر می‌کند.

ادعا نمی‌کند که مسیر معامله‌گری را بدون چالش خواهد کرد.

و ادعا نمی‌کند که تنها راه صحیح برای مطالعه بازار است.

اما تلاش می‌کند زاویه دید متفاوتی را ارائه دهد؛ زاویه دیدی که در آن، شناخت قانون بر تفسیر نتیجه اولویت دارد.


سه مفهومی که باید از GATP در ذهن بماند

اگر قرار باشد تمام مطالب این مقاله تنها در سه واژه خلاصه شوند، آن سه واژه عبارت‌اند از:

نظم

بازار از نگاه GATP، ساختاری قانون‌مند دارد و بی‌نظمی، مبنای مطالعه آن نیست.

ساختار

هر حرکت قیمت، هر کندل و هر تغییر در نمودار، بخشی از یک ساختار بزرگ‌تر است و خارج از آن معنا پیدا نمی‌کند.

منطق

در GATP، هیچ مفهومی صرفاً به دلیل رایج بودن پذیرفته نمی‌شود. هر دیدگاه باید بتواند در برابر پرسش‌های منطقی، پاسخ قابل دفاع ارائه کند.


جمله‌ای که GATP را توصیف می‌کند

«بازار را از روی نتیجه قضاوت نکن؛ قانونی را بشناس که نتیجه را به وجود آورده است.»

این جمله، خلاصه‌ای از فلسفه GATP است.


نگاهی به آینده

متدولوژی GATP در یک مقاله خلاصه نمی‌شود.

مفاهیمی مانند Geometry، Algorithm، Time، Price و ابزارهایی مانند SENC، هر یک دارای ساختارها، تعاریف و کاربردهای گسترده‌ای هستند که در مقالات تخصصی آینده به‌صورت کامل بررسی خواهند شد.

هدف این مقاله، آموزش کامل GATP نبود.

هدف این بود که با نوع نگاه این متدولوژی آشنا شوید و بدانید چرا GATP مسیر متفاوتی را برای مطالعه بازارهای مالی انتخاب کرده است.

اگر پس از مطالعه این مقاله، هنگام نگاه کردن به نمودار این سؤال در ذهن شما شکل گرفته باشد که:

«آیا آنچه می‌بینم واقعاً علت حرکت بازار است یا تنها نتیجه آن؟»

آنگاه این مقاله به هدف خود رسیده است.

زیرا بسیاری از کشف‌های بزرگ، نه با یافتن یک پاسخ جدید، بلکه با پرسیدن یک سؤال درست آغاز شده‌اند.


پرسش‌های متداول (FAQ)

GATP چیست؟

GATP مخفف Geometry • Algorithm • Time • Price است؛ متدولوژی‌ای که بازار را بر پایه ساختار، الگوریتم، زمان و قیمت مطالعه می‌کند و تلاش دارد به‌جای تفسیر صرف نمودار، قوانین حاکم بر شکل‌گیری آن را شناسایی کند.

آیا GATP یک استراتژی معاملاتی است؟

خیر.

از دیدگاه این مقاله، GATP پیش از آنکه یک استراتژی معاملاتی باشد، یک متدولوژی و چارچوب فکری برای مطالعه بازارهای مالی است.

آیا GATP فقط برای بازار فارکس کاربرد دارد؟

خیر.

از آنجا که GATP بر مبنای ساختار بازار شکل گرفته است، محدود به یک بازار خاص نیست و می‌تواند در بازارهای مالی مختلف مورد مطالعه قرار گیرد.

منظور GATP از الگوریتم بازار چیست؟

در این متدولوژی، الگوریتم به ساختار قانون‌مندی اشاره دارد که نظم بازار را مدیریت می‌کند و قیمت را به‌عنوان خروجی این فرآیند در نظر می‌گیرد.

آیا منظور از زمان در GATP همان تایم‌فریم است؟

خیر.

در GATP، مفهوم زمان با تایم‌فریم یا تایم‌زون تفاوت دارد و به ساختار زمانی الگوریتم بازار اشاره می‌کند. این موضوع در مقالات تخصصی آینده به‌صورت کامل بررسی خواهد شد.

SENC چیست؟

SENC ابزاری برای اندازه‌گیری و تشخیص ساختار هر کندل در لایو مارکت است که در متدولوژی GATP مورد استفاده قرار می‌گیرد. جزئیات این ابزار در آینده معرفی خواهد شد.


سخن پایانی

شاید ده سال بعد، زمانی که درباره تحول دیدگاه‌ها در تحلیل بازارهای مالی صحبت شود، GATP تنها با یک جمله به خاطر آورده شود:

«متدولوژی‌ای که تلاش کرد نگاه معامله‌گران را از تفسیر نتیجه، به شناخت قانون حاکم بر نتیجه تغییر دهد.»

و شاید همین تغییر زاویه دید، آغاز مسیری باشد که در آینده، نگاه بسیاری از معامله‌گران به بازارهای مالی را دگرگون کند.

درباره پیمان گلشنی

پیمان گلشنی، تریدر بازارهای مالی و بنیان‌گذار سبک تحلیلی GATP (Geometry • Algorithm • Time • Price) است. او با بیش از ۱۰ سال تجربه در معامله‌گری، GATP را با هدف ارائه نگاهی ساختارمند به رفتار بازار توسعه داده است؛ رویکردی که بر این اصل استوار است: «بازار طراحی و مهندسی است، نه رندوم.» در کنار توسعه GATP، با انتشار آموزش‌های رایگان، مقالات تخصصی و مستندات آموزشی، تلاش می‌کند نگاه معامله‌گران را از تصمیم‌گیری‌های احساسی به درک ساختار، زمان و رفتار قیمت تغییر دهد.

نوشته‌های بیشتر از پیمان گلشنی
بعدی چرا دو تریدر از یک چارت، دو تحلیل کاملاً متفاوت دارند؟
جستجو برای:
دسته‌ها
  • آموزش
  • دسته‌بندی نشده
  • مقاله
آخرین دیدگاه‌ها
    کلیه حقوق برای وبسایت پیمان گلشنی محفوظ است
    آخرین اطلاعیه ها
    لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید
    سبد خرید شما